پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۳۱۴ - عین‌الحیوه

بود عین الحیوتت باطن حی

هر آن زان چشمه نوشد جرعه وی

نیابد بر حیاتش ره مماتی

که یابد از حیات حق حیاتی

بود پس زنده هر شیئ بعالم

حیات اوست زین انسان اعظم

چو بر حق زنده هر چیزیست ز اشیاء

که جز او را حیاتی نیست اصلا

هر آدم جلوه‌گاه اسم حی شد

سبب او بر حیات کل شی‌ء شد

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۳۱۶ - باب الغین الغرابغراب از جسم کلی شد کنایت
  2. بخش ۳۱۷ - الغشاوهغشاوه پرده‌ئی باشد که حایل
  3. بخش ۳۱۸ - الغناغنا مالکیست بی‌آسیب و مالی
  4. بخش ۳۱۹ - الغوثدگر غوث ار برآنت احتیاج است
  5. بخش ۳۲۰ - غیب الهویه و غیب المطلقدهد غیب الهویه در تمکن
  6. بخش ۳۲۱ - غیب‌المصون و غیب‌المکنوندگر غیب‌المصون و غیب مکنون
  7. بخش ۳۲۲ - الغیندگر ز الفاظ اهل فقر غین است
  8. بخش ۳۲۳ - باب‌الفاء الفتقبود فتق آن بنزد اهل تحقیق
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.