پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۳۱۹ - الغوث

دگر غوث ار برآنت احتیاج است

همان قطب است کاندر ره سراجست

نبرده تا کسی سویش پناهی

نه غوث است او بود قطبی و شاهی

کسی و اندر پناه او کشد بار

خود او را غوث خوانند اهل اسرار

باین معنی است غوث ار نکته دانی

وگرنه نیست مخصوصش نشانی

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۳۲۱ - غیب‌المصون و غیب‌المکنوندگر غیب‌المصون و غیب مکنون
  2. بخش ۳۲۲ - الغیندگر ز الفاظ اهل فقر غین است
  3. بخش ۳۲۳ - باب‌الفاء الفتقبود فتق آن بنزد اهل تحقیق
  4. بخش ۳۲۴ - الفتوحفتوح اندر لغت باشد گشایش
  5. بخش ۳۲۵ - الفتح القریبمقام قلب باز ار درگشاید
  6. بخش ۳۲۶ - الفتح المبینگرت فتح مبین باشد مبین
  7. بخش ۳۲۷ - الفتح المطلقز فتح مطلب ار پاکیزه روحی
  8. بخش ۳۲۸ - الفترهبود فترت خمود آن حرارت
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.