پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۳۲۱ - غیب‌المصون و غیب‌المکنون

دگر غیب‌المصون و غیب مکنون

عبارت دان ز سر ذات بیچون

نیابد کس بکنه ذات او راه

زکنه او بجز او نیست آگاه

مصون باشد ز استحضار اغیار

دگر مکنون ز ادراکات و ابصار

ز خود بنمود آثار و صفت را

معین کرد حد معرفت را

که بشناسند او را تا بآن حد

و زان پس راه عرفانش بود سد

بود آن حد مقام واحدیت

وزان پس نیست رسم از خلق و خلقت

مگر صوفی که اسرار از کمون گفت

خود آنرا غیب مکنون و مصون گفت

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۳۲۳ - باب‌الفاء الفتقبود فتق آن بنزد اهل تحقیق
  2. بخش ۳۲۴ - الفتوحفتوح اندر لغت باشد گشایش
  3. بخش ۳۲۵ - الفتح القریبمقام قلب باز ار درگشاید
  4. بخش ۳۲۶ - الفتح المبینگرت فتح مبین باشد مبین
  5. بخش ۳۲۷ - الفتح المطلقز فتح مطلب ار پاکیزه روحی
  6. بخش ۳۲۸ - الفترهبود فترت خمود آن حرارت
  7. بخش ۳۲۹ - الفرق الاولیکی از فرق اول گویمت راست
  8. بخش ۳۳۰ - الفرق الثانیدگر بشنو بیان از فرق ثانی
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.