پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۲۹۲ - عبدالمقسط

کمال عبد مقسط نیز بشناس

بود او در عدالت اقوم ناس

بمقداری که حق غیر از خویش

نماید اخذ بی‌تعطیل و تشویش

چو او خود مظهر عدل اله است

خلایق را بحق داری پناهست

کند در حق هر کس کنجکاوی

بدارد خلق را با خود مساوی

هر آنجوری ز عدلش در زوال است

چه پاید کان خلاف اعتدالت

نشسته روز و شب بر کرسی نور

بخفض و رفع از حق است مأمور

نماید منخفض آنرا که باید

دهد هم ارتفاع آنرا که شاید

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۲۹۴ - عبدالغنیز حق عبدالغنی دارد غنائی
  2. بخش ۲۹۵ - عبدالمغنیتو عبدالمغنی آن را دان بمعنی
  3. بخش ۲۹۶ - عبدالمانعتو عبدالمانع آنرا دان بواقع
  4. بخش ۲۹۷ - عبدالضار و النافعز عبدالضار و النافع شنو هم
  5. بخش ۲۹۸ - عبدالنورز عبدالنور گویم اوست بینا
  6. بخش ۲۹۹ - عبدالهادیبعبدالهادیت روشن صراط است
  7. بخش ۳۰۰ - عبدالباقیبعبدالباقی آن سلطان ایجاد
  8. بخش ۳۰۱ - عبدالوارثتو عبدالوارث آنرا دان که حادث
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.