پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۲۹۷ - عبدالضار و النافع

ز عبدالضار و النافع شنو هم

که از حق یافت ضر و نفع عالم

شود مشهود او فعال مطلق

که ملک است از اراده او منسق

خود این معنی مگر در کشف احوال

اشارت باشد از توحید افعال

بفعال است او را کر و فری

نبیند خیر و شر و نفع و ضری

بود گویند شیطان مظهر ضر

ظهور نفع هم خضر پیمبر

صفی را نیز تحقیقی است محکم

نباشد ضر محض اصلا بعالم

کسی کایجاد عالم بر کرم کرد

شرور و ضر مطلق را عدم کرد

شروری گر بود هم باز خیر است

ضررها نفع نزد اهل سیر است

کشد نقاش شکل عقرب و مار

نه کلک اوست شر نه رنگ و طومار

همان کلکی که نقش سرو و گل بست

نقوش دیو و دد بر نظم کل بست

همه یک رنگ بود آن رنگ و این رنگ

تورا دل شد ز امر عارضی تنگ

عوارض را نباشد اعتباری

چو در هستی نباشدشان قراری

پس ار باشد شروری عارضاتند

ندارند اصل و معدوم الذواتند

بود پس ضار را معنی به نسبت

کز آن نسبت منظم گشت خلقت

شود چوب از وجود اره مضطر

در این نسبت ز بهر او بود ضر

ولی صد نفع از وی در نظام است

کز آن نجار آگه بالتمام است

ز بهر چوب هم نفع است باری

که گردد تختگاه شهریاری

پس ارشد ضربچوب از اره عاید

نشد شری بسوی اره وارد

بعالم فعل فاعل چون ثمر شد

به نسبت هم عیان در نفع و ضر شد

دگر بر ضد چو اشیا را توان یافت

کجا نفعی بدون ضرنشان یافت

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۲۹۹ - عبدالهادیبعبدالهادیت روشن صراط است
  2. بخش ۳۰۰ - عبدالباقیبعبدالباقی آن سلطان ایجاد
  3. بخش ۳۰۱ - عبدالوارثتو عبدالوارث آنرا دان که حادث
  4. بخش ۳۰۲ - عبدالرشیددگر از اولیا عبدالرشید است
  5. بخش ۳۰۳ - عبدالصبوردگر از اولیا عبدالصبور است
  6. بخش ۳۰۴ - العبرهز عبرت گویمت تعبیر باهر
  7. بخش ۳۰۵ - العقابعقاب از عقل اول در حقیقت
  8. بخش ۳۰۶ - العلهبود علت بقای حظ سالک
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.