پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۲۹۹ - عبدالهادی

بعبدالهادیت روشن صراط است

از و سلاک ره را انبساط است

در او دارد تجلی اسم هادی

بخاصه اهل ره را زاوست شادی

خود او را در هدایت کرده مختص

بهر جائیست ارشادش مشخص

هدایت در شریعت حفظ حد است

طرق جز امر و نهیش جمله سد است

بود در فقر هادیرا هدایت

با خلاق و خلوص و حسن نیت

نشان این هدایت با خواص است

که هادی را برایشان اختصاص است

دگر ارشاد هادی در حقیقت

بود تکمیل خلق از روی خلقت

باو دارند اشیاء اهتدائی

که دارد هر وجودی اقتضائی

نگردد ز اقتضای خویش گمراه

ز سیر خود نباشد گرچه آگاه

نداند دانه چون در گل فروشد

که او را این تنزل از چه رو شد

هم از آن بیخبر چون سرزداز خاک

که گردد زان ترقی راس افلاک

نماید هادیش ره تا بمقصد

نداند خود که چون یکدانه شد صد

بدینسان هر چه در کونست موجود

رساند هادی از رهشان بمقصود

خود این باشد هدایت در حقایق

نه ارشادی که در شرع است لایق

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۳۰۱ - عبدالوارثتو عبدالوارث آنرا دان که حادث
  2. بخش ۳۰۲ - عبدالرشیددگر از اولیا عبدالرشید است
  3. بخش ۳۰۳ - عبدالصبوردگر از اولیا عبدالصبور است
  4. بخش ۳۰۴ - العبرهز عبرت گویمت تعبیر باهر
  5. بخش ۳۰۵ - العقابعقاب از عقل اول در حقیقت
  6. بخش ۳۰۶ - العلهبود علت بقای حظ سالک
  7. بخش ۳۰۷ - العماعما در نزد ارباب تصوف
  8. بخش ۳۰۸ - العمد المعنویهعمد گویند ارباب کرامات
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.