پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۳۰۱ - عبدالوارث

تو عبدالوارث آنرا دان که حادث

چو شد فانی جانرا اوست وارث

خود اینهم از خواص اسم باقیست

بر اهل دور وارث وجه ساقیست

پس از فوت و فنای کل اشیاء

نماند کس بغیر از وجه یکتا

چو گردد قطره‌ها بر بحر راجع

شود بر قطره وارث بحر جامع

ز عبدالوارث ار جوئی نشانه

چو سوی فرق سازندش روانه

بود او وارث علم نبیین

پیمبر یا وصی باشد بتعیین

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۳۰۳ - عبدالصبوردگر از اولیا عبدالصبور است
  2. بخش ۳۰۴ - العبرهز عبرت گویمت تعبیر باهر
  3. بخش ۳۰۵ - العقابعقاب از عقل اول در حقیقت
  4. بخش ۳۰۶ - العلهبود علت بقای حظ سالک
  5. بخش ۳۰۷ - العماعما در نزد ارباب تصوف
  6. بخش ۳۰۸ - العمد المعنویهعمد گویند ارباب کرامات
  7. بخش ۳۰۹ - العنقاءبود عنقا کنایه از هیولا
  8. بخش ۳۱۰ - عوالم اللبسعوالم چیست با لبست بحاصل
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.