پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۳۰۰ - عبدالباقی

بعبدالباقی آن سلطان ایجاد

بقای ذات خود را سازد اشهاد

مگر بعد از فنای کل اشیاء

که حاصل گشت در سیرش بیکجا

حق او را بر بقای خویش باقی

نماید بی‌قدح هم مست ساقی

پرستد تا که حق را در مقامی

که از معبود و عابد نیست نامی

نماید چون تجلی وجه باقی

یکی گردد شراب و جام و ساقی

چو در جمعش شد اشیاء جمله هالک

شود مصداق یبقی وجه ربک

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۳۰۲ - عبدالرشیددگر از اولیا عبدالرشید است
  2. بخش ۳۰۳ - عبدالصبوردگر از اولیا عبدالصبور است
  3. بخش ۳۰۴ - العبرهز عبرت گویمت تعبیر باهر
  4. بخش ۳۰۵ - العقابعقاب از عقل اول در حقیقت
  5. بخش ۳۰۶ - العلهبود علت بقای حظ سالک
  6. بخش ۳۰۷ - العماعما در نزد ارباب تصوف
  7. بخش ۳۰۸ - العمد المعنویهعمد گویند ارباب کرامات
  8. بخش ۳۰۹ - العنقاءبود عنقا کنایه از هیولا
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.