پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۲۹۱ - عبدذی اجلال و الاکرام

بیان ما ز عبد ذوالجلال است

که اعلی و اجل در هر کمال است

اجل و اکرامش حق کرد و جا داشت

که بر جیا آنچه جز حق بود بگذاشت

باوصاف الهی متصف شد

بدل شمس جلالش منکشف شد

چنان کاسمای او باشد معلا

ز توصیف و تنزه نزد دانا

هم اینسانند ارباب سرائر

که اسماء را شدند آنها مظاهر

نه بیند دشمنی او را برؤیت

مگر کز وی بدل گیرد مهابت

گرامی دارد او هم متقین را

نماید خوار و پست اعدادی دین را

ز هر وصفی که پنداری اجل است

دو عالم نزد اجلالش اقل است

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۲۹۳ - عبدالجامعبعبدالجامع ارجوئی تخلق
  2. بخش ۲۹۴ - عبدالغنیز حق عبدالغنی دارد غنائی
  3. بخش ۲۹۵ - عبدالمغنیتو عبدالمغنی آن را دان بمعنی
  4. بخش ۲۹۶ - عبدالمانعتو عبدالمانع آنرا دان بواقع
  5. بخش ۲۹۷ - عبدالضار و النافعز عبدالضار و النافع شنو هم
  6. بخش ۲۹۸ - عبدالنورز عبدالنور گویم اوست بینا
  7. بخش ۲۹۹ - عبدالهادیبعبدالهادیت روشن صراط است
  8. بخش ۳۰۰ - عبدالباقیبعبدالباقی آن سلطان ایجاد
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.