پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۲۹۵ - عبدالمغنی

تو عبدالمغنی آن را دان بمعنی

که بر انجاح حاجاتست مغنی

ز بعد از آنکه آن سلطان ذاتش

غنی کرد از تمام ممکناتش

نمودش بهر انجاح مطالب

بموجودات مغنی ذات واجب

غنای حق ازو چون ظل ممدود

رسد بیفاصله بر کل موجود

به نسبت باز اشیاء را بمعنی

بهم فرمود حق محتاج و مغنی

غنی باشد ز جوی و شط اگریم

بود محتاج آب آسمان هم

‌بدانی تا تو حق ذوالمنن را

غنای او و فقر خویشتن را

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۲۹۷ - عبدالضار و النافعز عبدالضار و النافع شنو هم
  2. بخش ۲۹۸ - عبدالنورز عبدالنور گویم اوست بینا
  3. بخش ۲۹۹ - عبدالهادیبعبدالهادیت روشن صراط است
  4. بخش ۳۰۰ - عبدالباقیبعبدالباقی آن سلطان ایجاد
  5. بخش ۳۰۱ - عبدالوارثتو عبدالوارث آنرا دان که حادث
  6. بخش ۳۰۲ - عبدالرشیددگر از اولیا عبدالرشید است
  7. بخش ۳۰۳ - عبدالصبوردگر از اولیا عبدالصبور است
  8. بخش ۳۰۴ - العبرهز عبرت گویمت تعبیر باهر
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.