پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۰۴

مرا که هست به دل کوه آهن از مردم

سبک چگونه توانم گذشتن از مردم

هزار رنگ گل از خار پای خود چینند

جماعتی که نخواهند سوزن از مردم

به چار موجه رد و قبول تن در ده

ترا که نیست میسر گسستن از مردم

تو آن زمان سر عیار پیشگان باشی

که خویش را بتوانی ربودن از مردم

به چشم بسته گل از خار می توان چیدن

به اعتزال توان طرف بستن از مردم

اگرنه تیرگی آرد طمع چرا سایل

چراغ می طلبد روز روشن از مردم

برآورند سر از جیب آسمان صائب

جماعتی که کشیدند دامن از مردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۷۰۶منم که از جگر لاله داغ می دزدم
  2. غزل شمارهٔ ۵۷۰۷ز فکر پوچ درین شوره زار بی حاصل
  3. غزل شمارهٔ ۵۷۰۸ز ناروایی خود این چنین که خوار شدم
  4. غزل شمارهٔ ۵۷۰۹اگر دو روز درین تیره خاکدان ماندم
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۱۰به حرف تلخ ز لبهای یار خرسندم
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۱۱جمال یوسف ازین تیره خاکدان دیدم
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۱۲ز ابر تربیت روزگار نومیدم
  8. غزل شمارهٔ ۵۷۱۳به جرم این که متاع هنر بود بارم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.