پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۱۰

به حرف تلخ ز لبهای یار خرسندم

چو طوطیان نبود چشم بر شکر خندم

مرا مکن ز سر کوی خود به خواری دور

که من به یک نگه دور از تو خرسندم

اگر علاقه به مجنون من ندارد عشق

چرا از چشم غزالان کند نظربندم

چو سرو و بید ز بی حاصلی کفایت من

همین بس است که آسوده دل ز پیوندم

به خون بیگنهان نیست تشنه غمزه تو

چنین که من به وصال تو آرزومندم

رسیده است به جایی جنون من صائب

که هیچ کس ز عزیزان نمیدهد پندم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۷۱۲ز ابر تربیت روزگار نومیدم
  2. غزل شمارهٔ ۵۷۱۳به جرم این که متاع هنر بود بارم
  3. غزل شمارهٔ ۵۷۱۴گمان مبر که بغیر از تو آشنا دارم
  4. غزل شمارهٔ ۵۷۱۵به حرف و صوف ز لب مهر از چه بردارم
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۱۶ز سر کلاه نمد را چگونه بردارم
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۱۷ز جوش عشق تو میخانه در بغل دارم
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۱۸ز خال روز سیاهی که داشتم دارم
  8. غزل شمارهٔ ۵۷۱۹چگونه درد خود از مردمان نهان دارم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.