پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۰۹

اگر دو روز درین تیره خاکدان ماندم

گمان مبر که ز پرواز لامکان ماندم

به بازگشت رفیقان امیدها دارم

اگر چه خفته به دنبال کاروان ماندم

به بوی وصل گل از آشیان سفر کردم

به وصل گل نرسیدم ز آشیان ماندم

من کناره طلب را که چشم بندی کرد

که همچو نقطه پرگار در میان ماندم

چنان که معنی نازک ز نارسایی لفظ

نهفته ماند درین تنگنا چنان ماندم

نصیب کام و دهانی نگشت میوه من

چو بار سرو درین باغ و بوستان ماندم

ز گل نسیم سبکدست دفتری وا کرد

که من خموش چو سوسن به صد زبان ماندم

برای زاد سفر نه حضور خاطر بود

اگر دو روز درین تیره خاکدان ماندم

غرور جمع روان شد راه توفیق است

گذشتم از دو جهان تا ز کاروان ماندم

ز فکر جسم نپرداختم به جان صائب

ز صد شکار به یک مشت استخوان ماندم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۷۱۱جمال یوسف ازین تیره خاکدان دیدم
  2. غزل شمارهٔ ۵۷۱۲ز ابر تربیت روزگار نومیدم
  3. غزل شمارهٔ ۵۷۱۳به جرم این که متاع هنر بود بارم
  4. غزل شمارهٔ ۵۷۱۴گمان مبر که بغیر از تو آشنا دارم
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۱۵به حرف و صوف ز لب مهر از چه بردارم
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۱۶ز سر کلاه نمد را چگونه بردارم
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۱۷ز جوش عشق تو میخانه در بغل دارم
  8. غزل شمارهٔ ۵۷۱۸ز خال روز سیاهی که داشتم دارم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.