پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۱۸

ز خال روز سیاهی که داشتم دارم

ز زلف رشته آهی که داشتم دارم

رسید اگر چه به پایان چو شمع هستی من

ز اشک و آه سپاهی که داشتم دارم

تو داد وعده خلافی بده به خاطر جمع

که من همان سر راهی که داشتم دارم

درین بهار که یک سبزه زیر سنگ نماند

ز زیر بال پناهی که داشتم دارم

چه سود ازین که سرم چون حباب رفت به باد

ز فکر پوچ کلاهی که داشتم دارم

به وصل گمشده خود رسید هر بی چشم

منم که چشم به راهی که داشتم دارم

ز خرمن است چه حاصل دل حریص مرا

که چشم بر پر کاهی که داشتم دارم

به رو اگر چه گناه مرا نیاوردند

ز انفعال گناهی که داشتم دارم

ز خوان وصل نشد سیر دیده ام صائب

گرسنه چشم نگاهی که داشتم دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۷۲۰کنون که با تو مکان در یک انجمن دارم
  2. غزل شمارهٔ ۵۷۲۱چو خامه معنی نازک در آستین دارم
  3. غزل شمارهٔ ۵۷۲۲نه ذوق صحبت و نه میل گفتگو دارم
  4. غزل شمارهٔ ۵۷۲۳ز ضعف اگر نفس بال بسته ای دارم
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۲۴لب خموش و زبان گزیده‌ای دارم
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۲۵درین سفر که توکل شده است راهبرم
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۲۶به شور عشق و جنون همچو صبح مشهورم
  8. غزل شمارهٔ ۵۷۲۷به لب نمی رسد از ضعف آه شبگیرم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.