پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۲۴

لب خموش و زبان گزیده‌ای دارم

چو بوی گل نفس آرمیده‌ای دارم

سبک رکاب نیم همچو رنگ بی‌جگران

سلاح جنگ عنان کشیده‌ای دارم

چو آفتاب خموشم به صدهزار زبان

نه همچو صبح دهان دریده‌ای دارم

کمند وحدت من چار موجه دریاست

ز بار درد، دل آرمیده‌ای دارم

چو تاک، هرزه مرس نیست آب دیده من

سرشک پای به دامن کشیده‌ای دارم

سر من از رگ سودا شده است خامه موی

همیشه در خم زلف خمیده‌ای دارم

به سایه پر و بال هما نمی‌لرزم

سر به جیب قناعت کشیده‌ای دارم

سزای بی‌ادبان را به من حوالت کن

که شست صاف و کمان کشیده‌ای دارم

ز آفتاب قیامت نمی‌روم از جای

سپند آتش‌رخسار دیده‌ای دارم

ز خانه گرچه چو مژگان نرفته‌ام بیرون

چو اشک نام به عالم دویده‌ای دارم

مپرس حال دل از تیغ غمزه‌اش صائب

بهل که آبله خار دیده‌ای دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۷۲۶به شور عشق و جنون همچو صبح مشهورم
  2. غزل شمارهٔ ۵۷۲۷به لب نمی رسد از ضعف آه شبگیرم
  3. غزل شمارهٔ ۵۷۲۸منم که فیض شراب از کتاب می گیرم
  4. غزل شمارهٔ ۵۷۲۹ز بیم هجر شب وصل یار می لرزم
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۳۰اگر چه در چمن روزگار خار و خسم
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۳۱ز خال گوشه ابروی یار می ترسم
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۳۲چنان که نیل بود مانع رسیدن چشم
  8. غزل شمارهٔ ۵۷۳۳مرا که گفت که دست از عنان یار کشم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.