پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۲۹

ز بیم هجر شب وصل یار می لرزم

میان بحر ز بیم کنار می لرزم

یکی است نسبت هجران و وصل با دل من

به یک قرار من بیقرار می لرزم

زمین ز زلزله برخود چنان نمی لرزد

که من ز جلوه آن شهسوار می لرزم

شود ز سبزه بیگانه خون گل پامال

ز خط سبز بر آن گلعذار می لرزم

به یک جهان دل بیتاب، رشته ای چه کند

بر آن دو سلسله مشکبار می لرزم

کمان سخت پر و بال تیر می گردد

ز بیم هجر در آغوش یار می لرزم

چنان که بیجگر از غم به خویش می لرزد

من از مشاهده غمگسار می لرزم

کجاست سوخته ای تا دهد حیات مرا

که من به خرده جان چون شرار می لرزم

وطن به عزت غربت نمی رود از دل

چو آب در گهر شاهوار می لرزم

اگر چه هست گناه من از شمار افزون

همان ز پرسش روز شمار می لرزم

چه سرو تهمت آزادگی است بر من بار

که من به برگ خود افزون زبار می لرزم

خط مسلمی آفت است بی برگی

تو از خزان و من از نوبهار می لرزم

به راستی نتوان شد ز تیر مار ایمن

من از مساعدت روزگار می لرزم

به لاله زار نلرزد دل صبا صائب

چنین که من به دل داغدار می لرزم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۷۳۱ز خال گوشه ابروی یار می ترسم
  2. غزل شمارهٔ ۵۷۳۲چنان که نیل بود مانع رسیدن چشم
  3. غزل شمارهٔ ۵۷۳۳مرا که گفت که دست از عنان یار کشم
  4. غزل شمارهٔ ۵۷۳۴ز بوی باده گلرنگ می پرد رنگم
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۳۵ز بردباری ما خوار و زار شد عالم
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۳۶ز گمرهی خود از روی رهنما خجلم
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۳۷از آن زمان که به زلف تو مبتلاست دلم
  8. غزل شمارهٔ ۵۷۳۸اگر چه نیک نیم در پناه نیکانم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.