پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۳۴

ز بوی باده گلرنگ می پرد رنگم

ز برق شیشه می آب می شود سنگم

چرا دلیر نباشد غنیم در جنگم

که تا به شیشه رسد آب می شود سنگم

به آب گوهر من غوطه می خورد خورشید

پیاله از جگر لعل می زند رنگم

غبار حادثه در عین سرمه ساییهاست

نفس چگونه کشد بلبل خوش آهنگم

گلم ولی جگر شیر داده اند مرا

ز آفتاب تجلی نمی پرد رنگم

به یک دو جرعه دیگر خراب می گردم

به یک دو موجه دیگر به بحر یکرنگم

نوای من دل عشاق را به جوش آرد

به گوش مردم بیدرد خارج آهنگم

چنان ز سردی عالم فسرده دل شده ام

که زخم تیشه شرر بر نیارد از سنگم

چه شد که سینه موری نمی توانم خست

که در خراش دل خویش آهنین چنگم

شکسته پایی من شوق را ز پا انداخت

گره به کار فلاخن فتاد از سنگم

چو تار چنگ دل خویش را گداخته ام

که آمده است سر زلف فکر در چنگم

مگر فلاخن توفیق دست من گیرد

که پا شکسته چو سنگ نشان فرسنگم

تو کز سپهر برون رفته ای به خویش ببال

که من به زیر فلک سبزه ته سنگم

اگر چه تلخ جبینم چو نیشکر صائب

شکر به تنگ فتاده است در دل تنگم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۷۳۶ز گمرهی خود از روی رهنما خجلم
  2. غزل شمارهٔ ۵۷۳۷از آن زمان که به زلف تو مبتلاست دلم
  3. غزل شمارهٔ ۵۷۳۸اگر چه نیک نیم در پناه نیکانم
  4. غزل شمارهٔ ۵۷۳۹بس است روی دلی مشت استخوان مرا
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۴۰ز رعشه رفته برون دست و پا ز فرمانم
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۴۱منم که قیمت یاقوت داغ می دانم
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۴۲منم که مصرف نقد نگاه می دانم
  8. غزل شمارهٔ ۵۷۴۳ستاره سوخته آتشین عذارانم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.