پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۳۱

ز خال گوشه ابروی یار می ترسم

ازین ستاره دنباله دار می ترسم

چو مهره در دهن مار می توانم رفت

از آن دو سلسله تابدار می ترسم

ز رنگ و بوی جهان قانعم به بی برگی

خزان گزیده ام از نوبهار می ترسم

ز نیش مار به نرمی نمی توان شد امن

من از ملایمت روزگار می ترسم

شکست دشمن عاجز نه از جوانمردی است

ترا گمان که من از نیش خار می ترسم

به تنگ حوصلگان بر نمی توان آمد

از بحر بیش من از چشمه سار می ترسم

مرا ز آتش دوزخ نمی توان ترساند

ز شرمساری روز شمار می ترسم

ز سیل حادثه از جا نمی روم صائب

ز شبنم رخ آن گلعذار می ترسم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۷۳۳مرا که گفت که دست از عنان یار کشم
  2. غزل شمارهٔ ۵۷۳۴ز بوی باده گلرنگ می پرد رنگم
  3. غزل شمارهٔ ۵۷۳۵ز بردباری ما خوار و زار شد عالم
  4. غزل شمارهٔ ۵۷۳۶ز گمرهی خود از روی رهنما خجلم
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۳۷از آن زمان که به زلف تو مبتلاست دلم
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۳۸اگر چه نیک نیم در پناه نیکانم
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۳۹بس است روی دلی مشت استخوان مرا
  8. غزل شمارهٔ ۵۷۴۰ز رعشه رفته برون دست و پا ز فرمانم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.