پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۲۸

منم که فیض شراب از کتاب می گیرم

به همت از گل کاغذ گلاب می گیرم

هوای عالم آب است سازگار مرا

دل از پیاله و جان از شراب می گیرم

در آتش است صراحی ز صبح خیزی من

همیشه چشم قدح را به خواب می گیرم

ز چشم مست بتان چشم مردمی دارم

چه ظالمم که خراج از خراب می گیرم

نشاط رفته ز عمر گذشته می خواهم

حساب موج از بحر سراب می گیرم

به زور بازوی همت چو لعل در دل سنگ

فروغ تربیت از آفتاب می گیرم

اگر به گوش صدف صائب این غزل خوانم

هزار دامن در خوشاب می گیرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۷۳۰اگر چه در چمن روزگار خار و خسم
  2. غزل شمارهٔ ۵۷۳۱ز خال گوشه ابروی یار می ترسم
  3. غزل شمارهٔ ۵۷۳۲چنان که نیل بود مانع رسیدن چشم
  4. غزل شمارهٔ ۵۷۳۳مرا که گفت که دست از عنان یار کشم
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۳۴ز بوی باده گلرنگ می پرد رنگم
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۳۵ز بردباری ما خوار و زار شد عالم
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۳۶ز گمرهی خود از روی رهنما خجلم
  8. غزل شمارهٔ ۵۷۳۷از آن زمان که به زلف تو مبتلاست دلم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.