پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۲۷

به لب نمی رسد از ضعف آه شبگیرم

ز بار دل چو کمان، خانه می کند تیرم

ز بس گداختگی در نظر نمی آیم

مگر به موی میان کرده اند تصویرم

چه بوریا همه تن استخوان نما شده ام

هما ز سایه خود می کشد به زنجیرم

گذشته است به تعمیر دل مدار مرا

نمی شود نکند روزگار تعمیرم

ز نقشهای مخالف همین خبر دارم

که همچو موم گرفتار دست تقدیرم

چنین که سرکشی از شست من برون جسته است

به حیرتم که چسان گرد می کند تیرم

نظر ز دیدن من همچو دود می پوشند

مس سیاه دلان را اگر چه اکسیرم

خدنگ ناله من بی کمان سبکسرست

نمی پرد به پر و بال دیگران تیرم

جواب آن غزل است این که میرشوقی گفت

چو شیر از دو طرف می کشند زنجیرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۷۲۹ز بیم هجر شب وصل یار می لرزم
  2. غزل شمارهٔ ۵۷۳۰اگر چه در چمن روزگار خار و خسم
  3. غزل شمارهٔ ۵۷۳۱ز خال گوشه ابروی یار می ترسم
  4. غزل شمارهٔ ۵۷۳۲چنان که نیل بود مانع رسیدن چشم
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۳۳مرا که گفت که دست از عنان یار کشم
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۳۴ز بوی باده گلرنگ می پرد رنگم
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۳۵ز بردباری ما خوار و زار شد عالم
  8. غزل شمارهٔ ۵۷۳۶ز گمرهی خود از روی رهنما خجلم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.