پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۲۶

به شور عشق و جنون همچو صبح مشهورم

شکسته است نمکدان چرخ را شورم

ز جوش سینه من خم به وجد می آید

چکیده کف عشقم، شراب منصورم

به روی گرم غریبی چنان فریفت مرا

که دل ز صبح وطن سرد شود چو کافورم

به نکهتی که ازین باغ رزق من کردند

چه خانه ها که پر از شهد کرد زنبورم

چو صبح اگر چه جهان روشن است از نفسم

غبار خاطر محفل چو شمع بی نورم

چه نسبت است به مژگان مرا نمی دانم

که پیش چشمم و از پیش چشمها دورم

چه شعله بود که زد حرص در نهاد مرا

که دل خنک نشد از موی همچو کافورم

سبوی جسم کجا سد راه من گردد

شکست شیشه چرخ از شراب پر زورم

به راه راست دلالت مکن مرا صائب

که زه به خویش نگیرد کمان پرزورم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۷۲۸منم که فیض شراب از کتاب می گیرم
  2. غزل شمارهٔ ۵۷۲۹ز بیم هجر شب وصل یار می لرزم
  3. غزل شمارهٔ ۵۷۳۰اگر چه در چمن روزگار خار و خسم
  4. غزل شمارهٔ ۵۷۳۱ز خال گوشه ابروی یار می ترسم
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۳۲چنان که نیل بود مانع رسیدن چشم
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۳۳مرا که گفت که دست از عنان یار کشم
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۳۴ز بوی باده گلرنگ می پرد رنگم
  8. غزل شمارهٔ ۵۷۳۵ز بردباری ما خوار و زار شد عالم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.