پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۲۲

نه ذوق صحبت و نه میل گفتگو دارم

لبی خموشتر از گوش آرزو دارم

معاشران همه در پای خم ز دست شدند

منم که بر سر خود دست چون سبو دارم

چه خنده های نمایان زبان زخمم کرد

هزار حلقه فزون جنگ با رفو دارم

ز بس که تند ز پهلوی محتسب گذرم

گمان برد که مگر سرکه در کدو دارم

دهن گشودن من از خمار خاموشی است

گمان برند که من ذوق گفتگو دارم

به بخشش فلک پست دل نمی بندم

خبر ز عادت طفل بهانه جو دارم

دمید صبح و نشدتر دماغ من صائب

دل پری ز تهیدستی سبو دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۷۲۴لب خموش و زبان گزیده‌ای دارم
  2. غزل شمارهٔ ۵۷۲۵درین سفر که توکل شده است راهبرم
  3. غزل شمارهٔ ۵۷۲۶به شور عشق و جنون همچو صبح مشهورم
  4. غزل شمارهٔ ۵۷۲۷به لب نمی رسد از ضعف آه شبگیرم
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۲۸منم که فیض شراب از کتاب می گیرم
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۲۹ز بیم هجر شب وصل یار می لرزم
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۳۰اگر چه در چمن روزگار خار و خسم
  8. غزل شمارهٔ ۵۷۳۱ز خال گوشه ابروی یار می ترسم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.