پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۱۵

به حرف و صوف ز لب مهر از چه بردارم

که پیش تیغ حوادث همین سپر دارم

درین ریاض من آن عندلیب دلگیرم

که در بهار سر خود به زیر پر دارم

سپهر مجمر و انجم سپند می گردد

اگر برون دهم آهی که در جگر دارم

مرا از زخم زبان نیست غم ز دل سیهی

چو خون مرده فراغت ز نیشتر دارم

میان اهل خرابات چون سفید شوم

که من ز بیخبریهای خود خبر دارم

اگر چه هر دو جهان را نثار او کردم

به پشت پای خجالت همان نظر دارم

کریم غافل از افتادگان نمی گردد

به پای خم چو سبو دست زیر سر دارم

ز تیغ راهزن از پیروی نمی ترسم

که من ز راهنما پیش رو سپر دارم

مگر ز گمشده خود خبر توانم یافت

هزار قافله اشک در سفر دارم

چنین که قافله عمر می رود به شتاب

کجاست فرصت آنم که توشه بردارم

ز بحر اگر چه ساحل رسیده ایم صائب

همان ملاحظه از موجه خطر دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۷۱۷ز جوش عشق تو میخانه در بغل دارم
  2. غزل شمارهٔ ۵۷۱۸ز خال روز سیاهی که داشتم دارم
  3. غزل شمارهٔ ۵۷۱۹چگونه درد خود از مردمان نهان دارم
  4. غزل شمارهٔ ۵۷۲۰کنون که با تو مکان در یک انجمن دارم
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۲۱چو خامه معنی نازک در آستین دارم
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۲۲نه ذوق صحبت و نه میل گفتگو دارم
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۲۳ز ضعف اگر نفس بال بسته ای دارم
  8. غزل شمارهٔ ۵۷۲۴لب خموش و زبان گزیده‌ای دارم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.