پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۱۲

ز ابر تربیت روزگار نومیدم

چو تخم سوخته از نوبهار نومیدم

ز وصل گل نبود خارپا چنان نومید

که من ز وصل تو ای گلعذار نومیدم

پرست از گل بی خار دامن هر خار

در آن چمن که من از نوبهار نومیدم

مرا به عالمی افکنده است حیرانی

که در کنار ز بوس و کنار نومیدم

ز چار موجه دریای غم کفایت من

همین بس است که از غمگسار نومیدم

ز بازگشت گهر چون صدف بود نومید

من آنچنان ز دل بیقرار نومیدم

چنین که بخت جفاکار در شکست من است

اگر گهر شوم از اعتبار نومیدم

نسیم مصر کجاست یاد من کند صائب

چنین که من ز دیار و زیار نومیدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۷۱۴گمان مبر که بغیر از تو آشنا دارم
  2. غزل شمارهٔ ۵۷۱۵به حرف و صوف ز لب مهر از چه بردارم
  3. غزل شمارهٔ ۵۷۱۶ز سر کلاه نمد را چگونه بردارم
  4. غزل شمارهٔ ۵۷۱۷ز جوش عشق تو میخانه در بغل دارم
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۱۸ز خال روز سیاهی که داشتم دارم
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۱۹چگونه درد خود از مردمان نهان دارم
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۲۰کنون که با تو مکان در یک انجمن دارم
  8. غزل شمارهٔ ۵۷۲۱چو خامه معنی نازک در آستین دارم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.