پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۰۶

منم که از جگر لاله داغ می دزدم

فروغ از گهر شب چراغ می دزدم

به نیم جنبش ابرو خموش می گردم

به یک نسیم نفس چون چراغ می دزدم

اگر به مجلس می صد حدیث تلخ رود

به زیرلب همه را چون ایاغ می دزدم

سراغ می کنم از مردمان نشان ترا

دگر ز رشک نشان از سراغ می دزدم

ز داغ بی نمکی چند زخم من سوزد

ز بزم عشق نمکدان داغ می دزدم

دماغ نکهت تند نسیم زلف کراست

ز بوی سیب زنخدان دماغ می دزدم

دگر عجب گل داغی به دستش افتاده است

ز صائب این گهر شب چراغ می دزدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۷۰۸ز ناروایی خود این چنین که خوار شدم
  2. غزل شمارهٔ ۵۷۰۹اگر دو روز درین تیره خاکدان ماندم
  3. غزل شمارهٔ ۵۷۱۰به حرف تلخ ز لبهای یار خرسندم
  4. غزل شمارهٔ ۵۷۱۱جمال یوسف ازین تیره خاکدان دیدم
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۱۲ز ابر تربیت روزگار نومیدم
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۱۳به جرم این که متاع هنر بود بارم
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۱۴گمان مبر که بغیر از تو آشنا دارم
  8. غزل شمارهٔ ۵۷۱۵به حرف و صوف ز لب مهر از چه بردارم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.