پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۰۵

ز سادگی است تمنای سود ازین مردم

که شد به خاک برابر وجود ازین مردم

بغیر آبله دل که غوطه زد در خون

کدام عقده مشکل گشود ازین مردم

زمین شور کند تلخ آب شیرین را

ببر علاقه پیوند زود ازین مردم

بغل گشایی جان بود پیش تیغ اجل

گشایشی که مرا رو نمود ازین مردم

درین قلمرو آفت قدم شمرده گذار

که دام مکر بود تار و پود ازین مردم

ز خون تشنه لبان است موج بحر سراب

مرو ز راه به محض نمود ازین مردم

پلی است آن طرف آب پیش بینایان

دو تا شدن به رکوع و سجود ازین مردم

چونی ز حرص کمر بسته می دمند از خاک

چه بندها که ندارد وجود ازین مردم

به مردمی ز دد و دام مردمند جدا

چو نیست مردمی آخر چه سود ازین مردم

ز بس فتاد بر او سایه گرانجانان

چو چرخ روی زمین شد کبود ازین مردم

کسی که سر به گریبان درین زمانه کشید

یقین که گوی سعادت ربود ازین مردم

مرا چون صورت دیوار در بهشت افکند

به گل زدن در گفت و شنود ازین مردم

کجاست برق جهانسوز نیستی صائب

که شد سیاه جهان وجود ازین مردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۷۰۷ز فکر پوچ درین شوره زار بی حاصل
  2. غزل شمارهٔ ۵۷۰۸ز ناروایی خود این چنین که خوار شدم
  3. غزل شمارهٔ ۵۷۰۹اگر دو روز درین تیره خاکدان ماندم
  4. غزل شمارهٔ ۵۷۱۰به حرف تلخ ز لبهای یار خرسندم
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۱۱جمال یوسف ازین تیره خاکدان دیدم
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۱۲ز ابر تربیت روزگار نومیدم
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۱۳به جرم این که متاع هنر بود بارم
  8. غزل شمارهٔ ۵۷۱۴گمان مبر که بغیر از تو آشنا دارم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.