پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۰۷

ز فکر پوچ درین شوره زار بی حاصل

عنان گسسته تر از موجه سیراب شدم

تو از نظاره رخسار خود مشو غافل

که من ز هوش ز نظاره نقاب شدم

ز پشت پا که براین خاکدان زدم صائب

به یک نفس چو مسیح آسمان رکاب شدم

درین ریاض چو شبنم اگر چه آب شدم

خوشم که محو تماشای آفتاب شدم

عجب که صبح قیامت مرا کند بیدار

که از نظاره آن چشم مست خواب شدم

امید گنج گهر آب در گلم دارد

ز ترکتاز محبت اگر خراب شدم

ز پیچ و تاب اگر رشته می شود کوتاه

یکی هزار من از مشق پیچ و تاب شدم

وبال دامن گل نیست خون بلبل من

که من به شعله آواز خود کباب شدم

به سیر چشمی من گوهری نداشت محیط

ز چشم شور تهی چشم چون حباب شدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۷۰۹اگر دو روز درین تیره خاکدان ماندم
  2. غزل شمارهٔ ۵۷۱۰به حرف تلخ ز لبهای یار خرسندم
  3. غزل شمارهٔ ۵۷۱۱جمال یوسف ازین تیره خاکدان دیدم
  4. غزل شمارهٔ ۵۷۱۲ز ابر تربیت روزگار نومیدم
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۱۳به جرم این که متاع هنر بود بارم
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۱۴گمان مبر که بغیر از تو آشنا دارم
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۱۵به حرف و صوف ز لب مهر از چه بردارم
  8. غزل شمارهٔ ۵۷۱۶ز سر کلاه نمد را چگونه بردارم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.