پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۰۳

ادب گذشته بر روی یکدیگر دستم

وگرنه همچو صدف نیست بی گهر دستم

تهی شود به لبم نارسیده رطل گران

ز بس که ریشه دوانده است رعشه در دستم

جدا چودست سبو از سرم نمی گردد

ز بس به فکر تو مانده است زیر سردستم

گره زکار دو عالم گشودن آسان است

نمیرود پی این کار مختصر دستم

کنون که شمع برون آمده است از فانوس

زبال و پر کف خاکستری است در دستم

ز آب گوهر من روی عالمی تازه است

چو خاک اگر چه تهی مانده از گهر دستم

به فکر مور میانی فتاده ام صائب

عجب رگی ز سخن آمده است در دستم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۷۰۵ز سادگی است تمنای سود ازین مردم
  2. غزل شمارهٔ ۵۷۰۶منم که از جگر لاله داغ می دزدم
  3. غزل شمارهٔ ۵۷۰۷ز فکر پوچ درین شوره زار بی حاصل
  4. غزل شمارهٔ ۵۷۰۸ز ناروایی خود این چنین که خوار شدم
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۰۹اگر دو روز درین تیره خاکدان ماندم
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۱۰به حرف تلخ ز لبهای یار خرسندم
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۱۱جمال یوسف ازین تیره خاکدان دیدم
  8. غزل شمارهٔ ۵۷۱۲ز ابر تربیت روزگار نومیدم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.