پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۰۲

ز بیغمی نه ز مطرب ترانه می طلبم

برای گریه چو طفلان بهانه می طلبم

شده است سنگ نشان دل ز بی پر و بالی

ز آه سوختگان تازیانه می طلبم

سیاه کاسه فتاده است چشمه حیوان

ز عشق زندگی جاودانه می طلبم

نظر به عالم غیب است گوشه گیران را

ز خال کنج لب یار دانه می طلبم

ربوده است ز من شوق خاکبوس قرار

اگر چو موج ز دریا کرانه می طلبم

ز ریگ روغن بادام چشم می دارم

مروت از دل اهل زمانه می طلبم

دهان تیشه فرهاد شد به خون شیرین

هنوز مزد ازین کارخانه می طلبم

گهر به گرد یتیمی نمی رسد اینجا

من از محیط محبت کرانه می طلبم

کجاست پله آزادی و گرفتاری

حضور کنج قفس ز آشیانه می طلبم

نمی رسد به هدف تیر کج به هیچ نشان

همان ز ساده دلی من نشانه می طلبم

نصیب خانه خرابان نمی شود صائب

گشایشی که من از کنج خانه می طلبم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۷۰۴مرا که هست به دل کوه آهن از مردم
  2. غزل شمارهٔ ۵۷۰۵ز سادگی است تمنای سود ازین مردم
  3. غزل شمارهٔ ۵۷۰۶منم که از جگر لاله داغ می دزدم
  4. غزل شمارهٔ ۵۷۰۷ز فکر پوچ درین شوره زار بی حاصل
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۰۸ز ناروایی خود این چنین که خوار شدم
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۰۹اگر دو روز درین تیره خاکدان ماندم
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۱۰به حرف تلخ ز لبهای یار خرسندم
  8. غزل شمارهٔ ۵۷۱۱جمال یوسف ازین تیره خاکدان دیدم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.