پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۰۱

به توبه راهنمون گشت باده نابم

کمند دولت بیدار شد رگ خوابم

مرا به گوشه ظلمت سرای خود ببرید

که زخم دیده نمکسود شد ز مهتابم

به پای خم برسانید سجده ای از من

که زنده در ته دیوار کرد محرابم

چه عقده وا شود از دل به زهد خشک مرا

چه دانه خرد کند آسیای بی آبم

به حکمت از لب من مهر خامشی بردار

که پر چو کوزه سربسته از می نابم

من رمیده کجا تنگنای چرخ کجا

حریف شیشه سر بسته نیست سیمابم

ز من تلاطم این بحر بیکنار مپرس

که خوشتر از کمر وحدت است گردابم

شده است یک گره از پیچ و تاب رشته من

هنوز چرخ سبکدست می دهد تابم

نشد به یار رسد نامه شکایت من

غبار گشت به نزدیک بحر سیلابم

زبان شکوه بود سبزه تخم سوخته را

از آن نمی دهد این چرخ شیشه دل آبم

ز چشم شور فلک امن نیستم صائب

و گر نه در گذر سیل می برد خوابم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۷۰۳ادب گذشته بر روی یکدیگر دستم
  2. غزل شمارهٔ ۵۷۰۴مرا که هست به دل کوه آهن از مردم
  3. غزل شمارهٔ ۵۷۰۵ز سادگی است تمنای سود ازین مردم
  4. غزل شمارهٔ ۵۷۰۶منم که از جگر لاله داغ می دزدم
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۰۷ز فکر پوچ درین شوره زار بی حاصل
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۰۸ز ناروایی خود این چنین که خوار شدم
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۰۹اگر دو روز درین تیره خاکدان ماندم
  8. غزل شمارهٔ ۵۷۱۰به حرف تلخ ز لبهای یار خرسندم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.