پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۹۹

برون نیامده از برگ بی ثمر شده ام

خبر نیافته از خویش بیخبر شده ام

مرا ز سنگ ملامت چو نیست آزادی

ازین چه سود که چون سرو بی ثمر شده ام

به گرد کعبه مقصود اگر نگردیدم

به این خوشم که درین راه پی سپر شده ام

اگر رسد به سرم بی خبر چه خواهم شد

که از رسیدن پیغام بیخبر شده ام

قناعت از گل این باغ کرده ام به گلاب

ز آفتاب تسلی به چشم تر شده ام

ز نارسایی پرواز گشته ام طاوس

زبس فریفته نقش بال و پر شده ام

چو قطره گرچه فتادم ز چشم ابر بهار

سرم به ابر رسیده است تا گهر شده ام

بود ز آهوی رم کرده نافه ای بسیار

ز چشم شوخ تو قانع به یک نظر شده ام

نبود ناله من بی اثر چنین صائب

ز هرزه نالی بسیار، بی اثر شده ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۷۰۱به توبه راهنمون گشت باده نابم
  2. غزل شمارهٔ ۵۷۰۲ز بیغمی نه ز مطرب ترانه می طلبم
  3. غزل شمارهٔ ۵۷۰۳ادب گذشته بر روی یکدیگر دستم
  4. غزل شمارهٔ ۵۷۰۴مرا که هست به دل کوه آهن از مردم
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۰۵ز سادگی است تمنای سود ازین مردم
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۰۶منم که از جگر لاله داغ می دزدم
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۰۷ز فکر پوچ درین شوره زار بی حاصل
  8. غزل شمارهٔ ۵۷۰۸ز ناروایی خود این چنین که خوار شدم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.