پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۹۸

سبک به چشم تو از شیوه وفا شده‌ام

سزای من که به بیگانه آشنا شده‌ام

کسی به خاک چو من گوهری نیندازد

به سهو از گره روزگار وا شده‌ام

ز خون شکوه دهانم پرست چون سوفار

خدنگ راست روم از هدف خطا شده‌ام

ملایمت شکند شاخ تندخویان را

ز خار نیست غمم تا برهنه‌پا شده‌ام

کیم من و چه بود رزق همچو من موری

که بار خاطر این هفت آسیا شده‌ام

نمک به دیده من رنگ خواب می‌ریزد

ز چشم سرمه‌فریب تو تا جدا شده‌ام

هنوز نقش تعلق به لوح دل باقی است

ز فقر نیست که قانع به بوریا شده‌ام

به ناله چون جرسم صد زبان آهن هست

ز بیم خوی تو چون غنچه بی‌صدا شده‌ام

ز هیچ هم‌نفسی روی دل نمی‌بینم

چو پشت آینه زان روی بی‌صفا شده‌ام

میان اهل سخن امتیاز من صائب

همین بس است که با طرز آشنا شده‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۷۰۰چو بید اگر چه درین باغ بی بر آمده ام
  2. غزل شمارهٔ ۵۷۰۱به توبه راهنمون گشت باده نابم
  3. غزل شمارهٔ ۵۷۰۲ز بیغمی نه ز مطرب ترانه می طلبم
  4. غزل شمارهٔ ۵۷۰۳ادب گذشته بر روی یکدیگر دستم
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۰۴مرا که هست به دل کوه آهن از مردم
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۰۵ز سادگی است تمنای سود ازین مردم
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۰۶منم که از جگر لاله داغ می دزدم
  8. غزل شمارهٔ ۵۷۰۷ز فکر پوچ درین شوره زار بی حاصل
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.