پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۸۳

شرم گناه رهبر توفیق بوده است

عصیان غبار لشکر توفیق بوده است

مستان سری که در سر می می کشیده اند

در انتظار افسر توفیق بوده است

تبخاله ندامت لبهای آتشین

گوهر فروز اختر توفیق بوده است

موج قدح که صیقل زنگ کدورت است

آیینه دار شهپر توفیق بوده است

دستی که ناگهان به دعا می گشوده اند

در آرزوی ساغر توفیق بوده است

صائب مس وجود ترا ساختن طلا

در دست کیمیاگر توفیق توفیق بوده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۸۵هر کس بیاض گردن او را ندیده است
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۸۶لعلت به خنده پرده گل را دریده است
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۸۷تا دست من به گردن مینا رسیده است
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۸۸تا سینه ام به داغ محبت رسیده است
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۸۹نور شکوه حق ز مقابل رسیده است
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۹۰دل از حریم سینه به مژگان رسیده است
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۹۱چشم ترم که مشرق چندین ستاره است
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۹۲خون در دلم ز غیرت آن گوشواره است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.