پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۸۲

زاهد ز سبحه در پی تسخیر بوده است

خاکش خمیر مایه تزویر بوده است

شد رشته حیات ز پیری سبک عنان

موی سفید شهپر این تیر بوده است

یک دل گشاده از نفس گرم من نشد

این باغ پر ز غنچه تصویر بوده است

داند که من چه می کشم از تنگنای چرخ

چون طعمه هر که در دهن شیر بوده است

خون شکایت از لب خورشید می چکد

پستان صبحگاه چه بی شیر بوده است

حیرت علاقه دو جهان را ز من برید

دست ز کار رفته به شمشیر بوده است

از تیغ آبدار برد فیض آب خضر

هر کس ز زندگانی خود سیر بوده است

دیوانه شو که عشرت طفلانه جهان

در کوچه سلامت زنجیر بوده است

داند به من چه می رود از ترکتاز عشق

در راه سیل هر که زمین گیر بوده است

صائب به یک پیاله طلا گشت قلب من

آب و هوای میکده اکسیر بوده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۸۴شیرازه طرب خط پیمانه بوده است
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۸۵هر کس بیاض گردن او را ندیده است
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۸۶لعلت به خنده پرده گل را دریده است
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۸۷تا دست من به گردن مینا رسیده است
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۸۸تا سینه ام به داغ محبت رسیده است
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۸۹نور شکوه حق ز مقابل رسیده است
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۹۰دل از حریم سینه به مژگان رسیده است
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۹۱چشم ترم که مشرق چندین ستاره است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.