پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۸۹

نور شکوه حق ز مقابل رسیده است

وقت شکست آینه دل رسیده است

آب ستاده آینه زنگ بسته است

بیچاره رهروی که به منزل رسیده است

با جذبه محیط همان در کشاکش است

هر چند موج بر لب ساحل رسیده است

ما را به عیب لاغری از صیدگه مران

کز تار سبحه فیض به صد دل رسیده است

تا شعله می زند به میان دامن سفر

صد کاروان شرار به منزل رسیده است

تا گوهر وجود ترا نقش بسته است

جان محیط بر لب ساحل رسیده است

صد پیرهن عرق گل خورشید کرده است

تا میوه وجود تو کامل رسیده است

این خوش غزل ز فیض سعیدای نقشبند

صائب ز بحر دل به انامل رسیده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۹۱چشم ترم که مشرق چندین ستاره است
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۹۲خون در دلم ز غیرت آن گوشواره است
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۹۳آب حیات ما ز شراب شبانه است
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۹۴ما را ز عشق درد و غم بیکرانه است
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۹۵تا در ترددست نفس، جان روانه است
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۹۶ابر بهار گلشن رخسار، آینه است
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۹۷با عارض تو چهره شدن کار آینه است
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۹۸جوهر غبار دیده حیران آینه است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.