پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۹۳

آب حیات ما ز شراب شبانه است

عیش مدام، زندگی جاودانه است

عاشق کجا به فکر سرانجام خانه است؟

پروانه را همین بال و پر آشیانه است

بر گوهرست دیده غواص از صدف

ما را غرض ز دیر و حرم آن یگانه است

چون کاروان ریگ روان عمر خاکیان

هر چند ایستاده نماید روانه است

سد سکندرش سپر کاغذین بود

بیچاره ای که تیر فضا را نشانه است

این کوره ای که چرخ ستمکار تافته است

بر سنگ جای رحم درین شیشه خانه است

عشاق را لب از طمع بوسه بسته است

از بس دهان تنگ تو شیرین بهانه است

روشنگر وجود بود گرمی طلب

چون خار و خس رسید به آتش زبانه است

صائب ز هر سخن که به آن تر زبان شوند

جز گفتگوی عشق سراسر فسانه است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۹۵تا در ترددست نفس، جان روانه است
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۹۶ابر بهار گلشن رخسار، آینه است
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۹۷با عارض تو چهره شدن کار آینه است
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۹۸جوهر غبار دیده حیران آینه است
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۹۹غم را اگر برون ندهد سینه آینه است
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۰۰هر غنچه زین چمن دل در خون نشانده ای است
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۰۱از فیض نوبهار، زمین بزم چیده ای است
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۰۲در هر نظاره ام ز تو پیغام تازه ای است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.