پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۹۷

با عارض تو چهره شدن کار آینه است

دولت نصیب دیده بیدار آینه است

خودبینی از سرشت بزرگان نمی رود

گر خود سکندرست گرفتار آینه است

بشکن طلسم صورت و جاوید زنده باش

آب حیات در پس دیوار آینه است

هر صبحدم به روی تو از خواب می جهد

حسرت مرا به دولت بیدار آینه است

زنگ کدورت از دل تاریک ما نبرد

صیقل که داس سبزه زنگار آینه است

حد کسی است بر رخ او حرف خط زند؟

این نقش را بر آب زدن کار آینه است

بی پرده می دهد به نظر جلوه عیب را

صائب رهین منت سرشار آینه است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۹۹غم را اگر برون ندهد سینه آینه است
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۰۰هر غنچه زین چمن دل در خون نشانده ای است
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۰۱از فیض نوبهار، زمین بزم چیده ای است
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۰۲در هر نظاره ام ز تو پیغام تازه ای است
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۰۳دنیا برای بیخبران عیش خانه ای است
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۰۴گنجینه جواهر ما پاک گوهری است
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۰۵موج شراب و موجه آب بقا یکی است
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۰۶برهان واصلان فنا آرمیدگی است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.