پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۰۴

گنجینه جواهر ما پاک گوهری است

نقدی که در خزانه ما هست بی زری است

بر ما چه اعتراض که بی قدر و قیمتم؟

گوهر اگر به خاک فتد جرم جوهری است

در کار عشق سعی به جایی نمی رسد

در بحر دست و پا زدن از ناشناوری است

دارد دل ترا هوس از عشق بی نصیب

این شیشه چون تهی شود از می پر از پری است

در اشک و آه اگر نکند صرف، غافل است

چون شمع زندگانی آن کس که سرسری است

پیری چه خون که در جگر ما نمی کند

قد دوتای ما دویم چرخ چنبری است

گفتار دلفریب تو در پرده حجاب

سیلاب عقل و هوش چو سر گوشی پری است

باقی ز خیر کن زر و سیم فناپذیر

ای خواجه گر ترا هوس کیمیاگری است

دلبسته هوا به نسیمی فتد ز پا

کوتاهی حیات حباب از سبکسری است

صائب ز مال حرص یکی می شود هزار

بیدرد را گمان که غنا در توانگری است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۰۶برهان واصلان فنا آرمیدگی است
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۰۷لبهای خشک، موجه عمان تشنگی است
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۰۸چون صبح، زندگانی روشندلان دمی است
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۰۹رویی کز او دلی نگشاید ندیدنی است
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۱۰آهی که غم ز دل نبرد ناکشیدنی است
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۱۱از لعل آبدار تو طرفی نظر نبست
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۱۲هر کس فشاند بر من پر شور پشت دست
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۱۳از بس نهاده ام به دل داغدار دست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.