پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۰۹

رویی کز او دلی نگشاید ندیدنی است

حرفی که مغز نیست در او ناشنیدنی است

یک دیدن از برای ندیدن بود ضرور

هر چند روی مردم عالم ندیدنی است

ز ابنای روزگار، تغافل غنیمت است

یوسف به سیم قلب ز اخوان خریدنی است

نتوان به حق ز بال و پر جستجو رسید

کاین ره به پای قطع تعلق بریدنی است

تا در لحد شود گل بی خار بسترت

دامن ز خارزار علایق کشیدنی است

در گلشنی که نعل بهاران در آتش است

دامن ز هر چه هست، به جز خار، چیدنی است

چون کوه تا خزانه لعل و گهر شوی

در زیر تیغ، پای به دامن کشیدنی است

بگشای چاک سینه که بر منکران حشر

روشن شود که صبح قیامت دمیدنی است

دندان به دل فشار که آن نونهال را

بوییدنی است سیب ذقن، نه گزیدنی است

صائب ز حسن گل چمن آراست بی نصیب

از عندلیب وصف گلستان شنیدنی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۱۱از لعل آبدار تو طرفی نظر نبست
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۱۲هر کس فشاند بر من پر شور پشت دست
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۱۳از بس نهاده ام به دل داغدار دست
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۱۴نتوان ز دل غبار ملال از شراب شست
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۱۵از لخت دل مرا مژه در چشم تر شکست
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۱۶چندین جمال هست نهان در جلال دوست
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۱۷تا چند بشنوم ز رسولان پیام دوست
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۱۸باریکتر چرا نشوم از میان دوست؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.