پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۱۷

تا چند بشنوم ز رسولان پیام دوست

گه دل به نامه شاد کنم، گه به نام دوست

عارف ز جام مهر خموشی نیافته است

کیفیتی که یافت دلم از کلام دوست

رحم است بر کسی که ز کوتاه دیدگی

در جستجوی ماه برآید به بام دوست

دشمن به بیقراری من رحم می کند

در خاطرم عبور کند چون خرام دوست

گر میرم از خمار ز دل خون نمی خورم

من کیستم که باده گسارم ز جام دوست؟

هر چند ناقص است شود کار او تمام

افتاد چشم هر که به ماه تمام دوست

در بزم ما به باده و جام احتیاج نیست

ما را بس است مستی ذکر مدام دوست

از داغ غربتش جگر سنگ خون شود

آشفته خاطری که نداند مقام دوست

خون می خورد ز ساغر آب حیات، خضر

خوشتر ز لطف خاص بود لطف عام دوست

ناکامی است قسمت خودکام، زینهار

بر کام خود مباش که باشی به کام دوست

صائب فزون ز باده لعل است نشأه اش

خونی که می خورم ز رخ لعل فام دوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۱۹ما گرچه بسته ایم لب از گفتگوی دوست
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۲۰از شش جهت به کعبه مقصد سبیل هست
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۲۱نابسته رخنه نظر از هر عیان که هست
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۲۲رزق دهن تیغ بود هر گلو که هست
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۲۳دلبستگی است مادر هر ماتمی که هست
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۲۴دردست، صبح شیب، می خوشگوار چیست؟
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۲۵در حفظ جسم این همه فکر محال چیست؟
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۲۶ای بوالفضول شکوه ز جور زمانه چیست؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.