پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۱۸

باریکتر چرا نشوم از میان دوست؟

می بایدم گذشت ز تنگ دهان دوست

هر کوچه کهکشانی و هر خانه مشرقی است

از فیض آفتاب ثریا فشان دوست

نتوان به خامه دو زبان حرف دوست گفت

لب بسته ایم یکقلم از داستان دوست

از گیرودار سبحه و زنار فارغ است

دستی که ماند در ته رطل گران دوست

من کیستم که روی نتابم ازین مصاف؟

گردون زره شده است ز زخم سنان دوست

باید به زخم چنگل شهباز تن دهد

چون بهله هر که دست کند در میان دوست

یک موی در میان من و او نمانده است

پیچیده ام چو تاب به موی میان دوست

سنگ نشان ز حالت منزل چه آگه است؟

از دیر و کعبه چند بپرسم نشان دوست؟

عاشق به کعبه حاجت خود را نمی برد

خاک مرا عشق بود آستان دوست

بر هر که دست می زنم از دست رفته است

در حیرتم که از که بپرسم نشان دوست؟

صائب زبان بگز که درین انجمن کلیم

تا دست و لب نسوخت، نشد همزبان دوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۲۰از شش جهت به کعبه مقصد سبیل هست
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۲۱نابسته رخنه نظر از هر عیان که هست
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۲۲رزق دهن تیغ بود هر گلو که هست
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۲۳دلبستگی است مادر هر ماتمی که هست
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۲۴دردست، صبح شیب، می خوشگوار چیست؟
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۲۵در حفظ جسم این همه فکر محال چیست؟
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۲۶ای بوالفضول شکوه ز جور زمانه چیست؟
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۲۷ای صبح، آه سرد تو در انتظار کیست؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.