پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۲۳

دلبستگی است مادر هر ماتمی که هست

می زاید از تعلق ما، هر غمی که هست

خود را ز واصلان دیار فنا شمار

تا بر دل تو سور شود ماتمی که هست

با تشنگی باز که در زیر آسمان

دلهای آب کرده بود، شبنمی که هست

از خود رمیده ای است که خود را نیافته است

امروز در بساط جهان بیغمی که هست

هر چند در دهان تو خاک سیه زنند

چون نقش، خوش برآی بر هر خاتمی که هست

زخم تو بی نیاز ز مرهم نمی شود

تا صرف دیگران نکنی مرهمی که هست

آتش ز سنگ و لعل ز خارا گرفته اند

محکم بگیر دامن کوه غمی که هست

بر مهلت زمانه دون اعتماد نیست

چون صبح در خوشی به سر آور دمی که هست

سالک اگر به دامن خود پای بشکند

در دل کند مشاهده هر عالمی که هست

هرگز سری ز روزن دل برنکرده اند

جمعی که قانعند به این عالمی که هست

با خامشی بساز که در خاکدان دهر

چاه فرامشی است همین محرمی که هست

صائب دو شش زدند درین عالم سپنج

آنها که ساختند به نقش کسی که هست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۲۵در حفظ جسم این همه فکر محال چیست؟
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۲۶ای بوالفضول شکوه ز جور زمانه چیست؟
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۲۷ای صبح، آه سرد تو در انتظار کیست؟
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۲۸این آهوی رمیده ز مردم، نگاه کیست؟
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۲۹خلقند جمله آلت شطرنج، زنده کیست؟
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۳۰چشمم به دستگیری لطف جیب نیست
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۳۱از شش در جهات، امید نجات نیست
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۳۲این بنای عالم خاک از شکست نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.