پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۳۱

از شش در جهات، امید نجات نیست

در بند روزگار، نجات از جهات نیست

طفلان مهد خاک ز شیرند بی نصیب

این گاهواره گویی از این امهات نیست

چون بید هر که تلخی بی حاصلی کشید

انجام کار، قسمت او جز نبات نیست

از گل به آفتاب جدایی نمی کنیم

چون شبنم آشنایی ما بی ثبات نیست

جانها ز خط پشت لب یار تازه شد

این لطف با سیاهی آب حیات نیست

بلبل عبث به خرده گل چشم دوخته است

بر هر زری که سال نگردد زکات نیست

چشم از جهان بپوش که رخسار زشت را

مشّاطه ای به از عدم التفات نیست

از اعتبار دهر کناری گرفته است

صائب حریف دشمنی کاینات نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۳۳جان رمیده را به جهان بازگشت نیست
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۳۴می سنگ اگر زند به ایاغم شگفت نیست
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۳۵مجروح عشق را سر و برگ علاج نیست
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۳۶بیمار عشق را به دوا احتیاج نیست
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۳۷جز گریه چشم اشک فشان را علاج نیست
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۳۸حسن ترا به نقش و نگار احتیاج نیست
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۳۹در چار باغ دهر نسیم مراد نیست
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۴۰دلهای غم ندیده پذیرای پند نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.