پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۴۰

دلهای غم ندیده پذیرای پند نیست

آنجا که درد نیست، سخن سودمند نیست

بسیار چاره هست که از درد بدترست

صد چشم بد، برابر دود سپند نیست

ما را به بخت شور خود ای دوست واگذار

بادام تلخ در خور آغوش قند نیست

نتوان گرفت دامن معنی به دست ناز

جز پیچ و تاب، صید سخن را کمند نیست

نگرفت پیش اشک مرا منع آستین

سیلاب را ملاحظه از کوچه بند نیست

لب بسته همچو غنچه تصویر زاده ایم

ما را خبر ز چاشنی نوشخند نیست

صد دل چو تار سبحه به یک رشته می کشد

کوتاهیی در آن مژه های بلند نیست

امروز عیسیی که به درد سخن رسد

صائب درین زمانه نادردمند نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۴۲امید دلگشاییم از ماه عید نیست
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۴۳آفاق روشن و مه تابان پدید نیست
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۴۴ما را دماغ جنگ و سر کارزار نیست
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۴۵دلهای آرمیده به مطلب سوار نیست
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۴۶بی عشق، آه در جگر روزگار نیست
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۴۷بازآ که بی تو مجلس ما را حضور نیست
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۴۸داغم چو آفتاب سیاهی پذیر نیست
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۴۹از بخت تیره اهل سخن را گزیر نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.