پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۴۴

ما را دماغ جنگ و سر کارزار نیست

ورنه دل دو نیم کم از ذوالفقار نیست

دیوانه ای که می رمد از سنگ کودکان

بیرون کنش ز شهر که کامل عیار نیست

از خواب درگذر که سپهر وجود را

انجم بغیر دیده شب زنده دار نیست

چون موجه سراب اسیر کشاکش است

پایی که در مقام رضا استوار نیست

پیداست چیست لنگر مشت غبار ما

در عالمی که کوه گران پایدار نیست

با زاهدان خشک مکن گفتگوی عشق

شمشیر چوب را جگر کارزار نیست

از دل برون نمی رود امید بخت سبز

هر چند تخم سوخته را نوبهار نیست

چون وا نمی کند گره از کار هیچ کس؟

دست فلک اگر ز شفق در نگار نیست

از هیزم است آتش سوزنده را حیات

منصور را ملاحظه از چوب دار نیست

چون ماهی ضعیف که افتد در آب تند

در اختیار خویش مرا اختیار نیست

از حال هم ز مرده دلی خلق غافلند

ورنه کدام سینه که لوح مزار نیست؟

خمیازه را به خنده غلط کرده اند خلق

ورنه گل شکفت درین خارزار نیست

(با حکمم ایزدی چه بود گیر و دار خلق؟

خاشاک را در آب روان اختیار نیست)

(در هیچ سینه نیست که نشکسته ناخنی

یک داغ سر به مهر درین لاله زار نیست)

ریحان زلف اگر چه ز دل زنگ می برد

صائب به دلنشینی خط غبار نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۴۶بی عشق، آه در جگر روزگار نیست
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۴۷بازآ که بی تو مجلس ما را حضور نیست
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۴۸داغم چو آفتاب سیاهی پذیر نیست
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۴۹از بخت تیره اهل سخن را گزیر نیست
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۵۰چشم تو چون ز مستی غفلت فراز نیست
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۵۱حسن ترا که ناز به اهل نیاز نیست
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۵۲عشق مرا به زینت ظاهر اساس نیست
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۵۳یک دم صفای عالم غدار بیش نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.