پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۵۱

حسن ترا که ناز به اهل نیاز نیست

این ناز دیگرست که پروای ناز نیست

از دیدن تو چون دل عشاق وا شود؟

در ابروی تو یک گره نیم باز نیست

از ما متاب روی که آیینه ترا

روشنگری به از نظر پاکباز نیست

از آه نارساست شب ما چنین رسا

افسانه گر دراز بود شب دراز نیست

یوسف ز چشم شوخ زلیخا چه می کشد

شکر خدا که دیده یعقوب باز نیست!

عشق تو یار جانی هفتاد ملت است

در هیچ پرده نیست که این نغمه ساز نیست

سیل از بساط خانه به دوشان چه می برد؟

ملک خراب را غمی از ترکتاز نیست

با اهل درد کار بود داغ عشق را

بر هر گلی که عطر ندارد گداز نیست

صائب دل تو در پس دیوار غفلت است

ورنه کدام وقت در فیض باز نیست؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۵۳یک دم صفای عالم غدار بیش نیست
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۵۴تا زنده ایم قسمت ما غیر داغ نیست
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۵۵هر شیشه جان خزینهٔ اسرار عشق نیست
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۵۶گوهر حریف سختی سنگ جدال نیست
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۵۷از پیچ و تاب جسم، روان را ملال نیست
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۵۸دیوانه را ز حلقه طفلان ملال نیست
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۵۹از چشم ما سرشک فشاندن کمال نیست
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۶۰در کاروان ما جرس قال و قیل نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.