پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۵۷

از پیچ و تاب جسم، روان را ملال نیست

در ساز، نغمه را خبر از گوشمال نیست

آزادگان ز خست افلاک فارغند

سرو بهشت را غمی از خشکسال نیست

روشندلان ز مرگ محابا نمی کنند

خورشید را ملاحظه ای از زوال نیست

اظهار فقر کار فرومایگان بود

آنجا که فقر هست زبان سؤال نیست

از پاشکستگان چراغ است تیرگی

در هر سری که عقل بود بی ملال نیست

در کیش ما که لاف تمامی بود ز نقص

اظهار نقص هر که کند بی کمال نیست

اهل کمال را لب اظهار خامش است

منت پذیر ماه تمام از هلال نیست

صائب هزار پله ز خاکم فتاده تر

در وادیی که نقش قدم پایمال نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۵۹از چشم ما سرشک فشاندن کمال نیست
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۶۰در کاروان ما جرس قال و قیل نیست
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۶۱در نامجو شرافت ذاتی تمام نیست
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۶۲تا هست اثر ز عاشق شیدا تمام نیست
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۶۳بر کافران خدای جهان گر رحیم نیست
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۶۴تخمی است دوستی که در آب و گل تو نیست
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۶۵سر رشته امید ز رحمت گسسته نیست
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۶۶مقبول نیست طاعت هر کس شکسته نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.