پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۵۹

از چشم ما سرشک فشاندن کمال نیست

این خانه را به آب رساندن کمال نیست

ظلم است تیغ بر سپر افکندگان زدن

ناخن به داغ لاله رساندن کمال نیست

با ما ستاره سوختگان دشمنی بس است

نشتر به خون مرده خلاندن کمال نیست

دست تعدی از سر پیران کشیده دار

پشت کمان به خاک رساندن کمال نیست

از خاکمال، سایه محابا نمی کند

افتاده را به خاک کشاندن کمال نیست

دنیا و آخرت چه بود با وجود حق؟

بر هیچ و پوچ دست فشاندن کمال نیست

در پنجه تصرف اگر هست جوهری

در مغز سنگ ریشه دواندن کمال نیست

داری اگر براق تجرد به زیر ران

بر پشته سپهر جهاندن کمال نیست

برد قمار عشق به مقدار سادگی است

بر کاینات نقش نشاندن کمال نیست

آن را که بر جنون نزد از بوی نوبهار

ناخن به چوب گل نپراندن کمال نیست

زان خرمنی که خوشه پروین در او گم است

بر مور دانه ای نفشاندن کمال نیست

صائب مگو به مردن بیدرد حرف عشق

آب خضر به خاک فشاندن کمال نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۶۱در نامجو شرافت ذاتی تمام نیست
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۶۲تا هست اثر ز عاشق شیدا تمام نیست
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۶۳بر کافران خدای جهان گر رحیم نیست
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۶۴تخمی است دوستی که در آب و گل تو نیست
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۶۵سر رشته امید ز رحمت گسسته نیست
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۶۶مقبول نیست طاعت هر کس شکسته نیست
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۶۷محوم چنان که در دل تنگم اراده نیست
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۶۸از حسن خلق رتبه همت زیاده نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.