پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۶۰

در کاروان ما جرس قال و قیل نیست

در عالم مشاهده راه دلیل نیست

عیبی به عیب خود نرسیدن نمی رسد

گر ثقل خود ثقیل بداند ثقیل نیست

بگریز در خدا ز گرانان که کعبه را

اندیشه از تسلط اصحاب فیل نیست

چرخ کبود دشمن فرعونیان بود

ورنه کلیم را خطر از رود نیل نیست

گردون سیاه کاسه ز طبع خسیس توست

هر جا طمع وجود ندارد بخیل نیست

زاهد به آب رانده پندار باطل است

ورنه شراب تلخ کم از سلسبیل نیست

در گوش عارفی که بود هوش پرده دار

یک برگ بی صدای پر جبرئیل نیست

بازیچه محیط حوادث شود چو موج

در دست هر که لنگر صبر جمیل نیست

صائب خموش چون نشود پیش اهل حال؟

آنجا مجال دم زدن جبرئیل نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۶۲تا هست اثر ز عاشق شیدا تمام نیست
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۶۳بر کافران خدای جهان گر رحیم نیست
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۶۴تخمی است دوستی که در آب و گل تو نیست
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۶۵سر رشته امید ز رحمت گسسته نیست
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۶۶مقبول نیست طاعت هر کس شکسته نیست
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۶۷محوم چنان که در دل تنگم اراده نیست
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۶۸از حسن خلق رتبه همت زیاده نیست
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۶۹تا آدمی خمش نشود برگزیده نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.