پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۶۵

سر رشته امید ز رحمت گسسته نیست

تا لب گشاده است در توبه بسته نیست

گر محتسب شکست خم میفروش را

دست دعای باده پرستان شکسته نیست

نتوان مرا دگر به فسون رام خویش کرد

مرغ ز دام جسته من چشم بسته است

چون نوبت نگاه رسد خسته می شود

چشمت که در شکستن دل هیچ خسته نیست

بنمای یوسفی که درین قحط سال عشق

بر چهره اش غبار کسادی نشسته نیست

مویی دم ز فکر دهان و میان او

هر چند در تصور او هیچ بسته نیست

آنجا که برق غیرت عشق است نامه سوز

هر قاصدی که پی نکنی، پی خجسته نیست

صائب برو به کوی خرابات فرش شو

کانجا به غیر توبه کسی دلشکسته نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۶۷محوم چنان که در دل تنگم اراده نیست
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۶۸از حسن خلق رتبه همت زیاده نیست
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۶۹تا آدمی خمش نشود برگزیده نیست
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۷۰ماتم سرای خاک مقام نظاره نیست
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۷۱دور قمر چو گردش چشم پیاله نیست
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۷۲یک آفریده از ته دل شادمانه نیست
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۷۳ما را زبان شکوه ز جور زمانه نیست
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۷۴از شرم اگر چه روی تو چندین نقاب داشت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.